پیچک ( ملک الشعرای بهار)

شعر و ادب پارسی

عناوین مطالب
- شاه انوشیروان به موسم دی ( ملک الشعرای بهار )
- مرغ سحر ناله سر کن ( ملک الشعرای بهار )
- با شه ایران ز آزادی سخن گفتن خطاست ( ملک الشعرای بهار )
- بیایید ای کبوترهای دلخواه ( ملک الشعرای بهار )
- نهفته روی به برگ اندرون گلی محجوب ( ملک الشعرای بهار )
- زال زمستان گریخت از دم بهمن ( ملک الشعرای بهار )
- ای نگار روحانی! خیز و پرده بالا زن ( ملک الشعرای بهار )
- امروز خدایگان عالم ( ملک الشعرای بهار )
- سعدیا! چون تو کجا نادره گفتاری هست؟ ( ملک الشعرای بهار )
- ما درس صداقت و صفا می‌خوانیم ( ملک الشعرای بهار )
- افسوس که صاحب نفسی پیدا نیست ( ملک الشعرای بهار )
- دوشینه ز رنج دهر بدخواه ( ملک الشعرای بهار )
- باز بر شاخسار حیله و فن ( ملک الشعرای بهار )
- یکی زیبا خروسی بود جنگی ( ملک الشعرای بهار )
- دست خدای احد لم یزل ( ملک الشعرای بهار )
- در خیابان باغ، فصل بهار ( ملک الشعرای بهار )
- برو کار می‌کن، مگو چیست کار ( ملک الشعرای بهار )
- ایرجا! رفتی و اشعار تو ماند ( ملک الشعرای بهار )
- شبی چشم کیوان ز فکرت نخفت ( ملک الشعرای بهار )
- بدرود گفت فر جوانی ( ملک الشعرای بهار )
- گر به کوه اندر پلنگی بودمی ( ملک الشعرای بهار )
- مگر می‌کند بوستان زرگری ( ملک الشعرای بهار )
- خورشید برکشید سر از بارهٔ بره ( ملک الشعرای بهار )
- منصور باد لشکر آن چشم کینه‌خواه ( ملک الشعرای بهار )
- فغان ز جغد جنگ و مرغوای او ( ملک الشعرای بهار )
- مغز من اقلیم دانش، فکرتم بیدای او ( ملک الشعرای بهار )
- بر تختگاه تجرد، سلطان نامورم من ( ملک الشعرای بهار )
- ای به روی و به موی، لاله و سوسن ( ملک الشعرای بهار )
- خیز و طعنه بر مه و پروین زن ( ملک الشعرای بهار )
- بیا تا جهان را به هم برزنیم ( ملک الشعرای بهار )
- ما فقیران که روز در تعبیم ( ملک الشعرای بهار )
- پیامی ز مژگان تر می‌فرستم ( ملک الشعرای بهار )
- باز به پا کرد نوبهار، سرادق ( ملک الشعرای بهار )
- ای خامه! دو تا شو و به خط مگذر ( ملک الشعرای بهار )
- سنبل داری به گوشهٔ چمن اندر ( ملک الشعرای بهار )
- بگریست ابر تیره به دشت اندر ( ملک الشعرای بهار )
- ای زده زنار بر، ز مشک به رخسار! ( ملک الشعرای بهار )
- شب خرگه سیه زد و در وی بیارمید ( ملک الشعرای بهار )
- نخلی که قد افراشت، به پستی نگراید(ملک‌الشعرای بهار )
- بهارا! بهل تا گیاهی برآید(ملک‌الشعرای بهار )
- رسید موکب نوروز و چشم فتنه غنود (ملک‌الشعرای بهار )
- هنگام فرودین که رساند ز ما درود؟(ملک‌الشعرای بهار )
- به کام من بر، یک چند گشت گیهان بود(ملک‌الشعرای بهار )
- ای دیو سپید پای در بند(ملک الشعرای بهار)
- در شهربند مهر و وفا دلبری نماند(ملک‌الشعرای بهار )
- سخن بزرگ شود چون درست باشد و راست (ملک‌الشعرای بهار )
- مانده‌ام در شکنج رنج و تعب(ملک‌الشعرای بهار )
- ای آفتاب گردون! تاری شو و متاب(ملک‌الشعرای بهار )
- سحابی قیرگون بر شد ز دریا(ملک‌الشعرای بهار )
- بگرفت شب ز چهرهٔ انجم نقابها (ملک‌الشعرای بهار )
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد