تبلیغات اینترنتیclose
بیا تا جهان را به هم برزنیم ( ملک الشعرای بهار )
پیچک ( ملک الشعرای بهار)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بیا تا جهان را به هم برزنیم

بدین خار و خس آتش اندر زنیم

بجز شک نیفزود از این درس و بحث

همان به که آتش به دفتر زنیم

ره هفت دوزخ به پی بسپریم

صف هشت جنت به هم برزنیم

زمان و مکان را قلم درکشیم

قدم بر سر چرخ و اختر زنیم

از این ظلمت بی‌کران بگذریم

در انوار بی‌انتها پر زنیم

مگر وارهیم از غم نیک و بد

وز این خشک و تر خیمه برتر زنیم

چو بادام از این پوستهای زمخت

برآییم و خود را به شکر زنیم

درآییم از این در به نیروی عشق

چرا روز و شب حلقه بر در زنیم؟

از این طرز بیهوده یکسو شویم

به آیین نو نقش دیگر زنیم

قدم بر بساط مجدد نهیم

قلم بر رسوم مقرر زنیم

ز زندان تقلید بیرون جهیم

به شریان عادات نشتر زنیم

از این بی‌بها علم و بی‌مایه خلق

برآییم و با دوست ساغر زنیم

 

ملک الشعرای بهار

برچسب ها : ,

موضوع : قصاید 4, | بازديد : 175