تبلیغات اینترنتیclose
از من گرفت گیتی یارم را (ملک‌الشعرای بهار )
پیچک ( ملک الشعرای بهار)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 19 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

از من گرفت گیتی یارم را

وز چنگ من ربود نگارم را

ویرانه ساخت یکسره کاخم را

آشفته کرد یکسره کارم را

ز اشک روان و خاک به سر کردن

در پیش دیده کند مزارم را

یک سو سرشک و یک‌سو داغ دل

پر باغ لاله ساخت کنارم را

گر باغ لاله داد به من، پس چون

از من گرفت لاله عذارم را؟

در خاک کرد عشق و شبابم را

بر باد داد صبر و قرارم را

بر گور مرده ریخت شرابم را

در کام سگ فکند شکارم را

جام می‌ام فکند ز کف و آن گاه

اندر سرم شکست خمارم را

بس زار ناله کردم و پاسخ داد

با زهر خند، نالهٔ زارم را

گفتم بهار عشق دمید اما

گیتی خزان نمود بهارم را

گیتی گنه نکرد و گنه دل کرد

کاین گونه کرد سنگین بارم را

باری، بر آن سرم که از این سینه

بیرون کنم دل بزه‌کارم را

 
 
 
(ملک‌الشعرای بهار

برچسب ها : ,

موضوع : قصاید 1, | بازديد : 150